روزنوشت

باید عمرى را گذراند و کمی بیشتر از آنچه تا به امروز زخم خورده ایم، جان کَند وُ جان داد وُ نمُرد.
باید باز هم صبوری کرد چرا که هنوز فاجعه نامی از ما بر زبان نیاورده.
می توانی خوش شانس باشی وُ پس از خوابیدن فاجعه به دنیا بیایی وُ پیش از بیداریِ دوباره ش، جهان را ببوسی، بگذاری کنار وُ ناپدید شوی.
می توانی خوش شانس باشی. آنقدری که زندگی را دوست بداری و یا آنقدر خوش شانس که
به دنیا نیامده باشی. 
تو می توانستی خوش شانس تر از اینها باشی.

روزنوشت / سیدمحمد مرکبیان

/ 5 نظر / 311 بازدید
ندا

شاید باید آنقدر مرد تا زندگی را فهمید .. زیبا یعنی وقتی که قلبت هنوز میتپد برای نوشتن دوست داشتن پایدار باشید [گل]

ندا

شاید باید آنقدر مرد تا زندگی را فهمید .. زیبا یعنی وقتی که قلبت هنوز میتپد برای نوشتن دوست داشتن پایدار باشید [گل]

مسافر

باید عمرى را گذراند و کمی بیشتر از آنچه تا به امروز زخم خورده ایم، جان کَند وُ جان داد وُ نمُرد.

لادن

من می تونستم خوش شانس تر باشم اگه فقط یه قدم اونورتر به دنیا می اومدم ...