تولد

صبحِ تولدش باهاش حرف زدم، گفت: از خواب که بیدار شدم سه نفر بهم تبریک گفته بودن. مریم و لاله و پگاه.
گفتم چرا به تو تبریک گفتن؟
باید به من تبریک می گفتن. به من که تو رو دارم. همه ی آدما، باید روزِ تولدِ تو رو به من تبریک بگن، نه به تو! چون حالا تو، بخشِ اعظمی از من هستی.

 

- روزنوشت

/ 9 نظر / 62 بازدید
نیلوفر

تبریک دیگران به او ...تولدش را فراموش کرده بودم برای اولین بار! با خودم درگیرم یا او... زیبا بود سپاس[گل]

ارزو نوری

سلام. صبح تولدم باهاش حرف زدم. / این به نظر درست تر میاد

نیلوفر

بسیار زیبا بود

mahsa

من کارا و نوشته هاتونو عاااااششششققققققمممممممم.... عالي عالي

فائزه

منم همیشه ب این فکرمیکنم ک روزتولد یه نفر رو باید ب دوسداران وعزیزانش تبریک گفت !نه ب خودش!! . . . .عالی مث همیشه[گل]

چه مسخره

م م

چقدر قشنگ مینویسید خوشبحال انکس که شما رو دارد