روزنوشت

+ به کامران رسولزاده، رفیقِ سالیانِ سختی که گذراندیم وُ اما هنوز در آنیم.

 
دلتنگى اگر در حرف مى ماند شاید بى هنگام به گریه نمى افتادم. دلتنگى اگر فقط واژه ای ساده بود، یک واژه ی تنبل، شاید آدمیزاد نیمه شب دست نمى بُرد در خاطراتش وُ تنهایى را کنار جاى خالى دوست داشتن هایش نمى گذاشت.
 شاید شب ها خواب اتفاق ساده اى بود اگر دلتنگى چادر از صورت مى انداخت. اگر کمى کفر مى گفت، اگر به تلو تلو خوردن قانع مى شد. 
آخ! دلتنگى اگر در حرف مى ماند. اگر به رویا پا نمى گذاشت. اگر فراموشى مى دانست. اگر دلتنگى فقط واژه ای ساده بود.
- سیدمحمد مرکبیان
/ 3 نظر / 34 بازدید
فرشید

سلام وب خیلی خوبی داری

ملیکا

حق با شماست! دلتنگی واژ ه ی غریبیه!....تکلیف ادم با هاش رو شن نیست...اما اگه همین واژ هی ساده یه روز نباشه..دلتنگش میشیم...دلتنگ دلتنگی هامون !..هر چقدر ساده هر چقدر کوچیک باشن ...ادمی تو این چرخه گرفتاره!...و فقط وقتی می تونه بره بیرون که چرخه از حیات بیفته!!..(البته این نظر شخصی من بود) بی نهایت زیبا مثل همیشه[گل]

samin

عالی بووووود [قلب] آقا من تازه کشفیدمتون، دمتون بسیار گررررم قلمِ خوبی دارین، خعلی یهوووویی به دل میشینین من از همین تریبون اعلام میکنم : " طرفدار ناجور" هستم [خجالت]