تو شکلِ پناه شده ای یا من بی پناهم؟

 

تو شکلِ پناه شده ای یا من بی پناهم؟
تو مرا به تن‌ات عادت داده ای یا من بی اندازه زخم دارم؟
من تحملِ کدام بَلای زمینی ام که فریاد که می زنم
آسمان، باران به چشم هایم تحمیل می کند..
شاید زیر تیغِ گرمِ آفتاب، آب رفته ام که چنین بی جانم
یا تو آنقدر بزرگ شده ای که گوشه ی کوچکی از دامنت
مرهمِ نرمی ست بر زخم هایم
رو به آینه که زخم را زمزمه می کنم رنگ ها می شکنند و
پیشِ روی تو هرچه می گویم کوچک است
آنقدر کوچک که دستِ هیچ دردی
به شانه هایت نمی رسد..
تو شکلِ پناه شده ای یا من بی پناهم .

 

- سیدمحمد مرکبیان

/ 12 نظر / 114 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آذرین...

خیلی زیباست...فکر کنم کلمه ی" زییا "برای توصیف این شعر یا نوشته ی آهنگین خیلی کم باشه...بینهایت تاثیر گذار و زیبا بود.. درود برشما..

گلبن

من . . بی پناهم. . . .

سامیه

دمت گرم محمد جان، دمت گرم... بهترینها رو برات آرزو دارم در سال نو. دعا کن برای شادی روح عزیزی که تازه از دست دادم.

الهه

عالي بود

مرضیه

زیبا بود.و متفاوت از بقیه نوشته هاتون

دخترک بهار

پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک می گم و آروز می کنم سالی سرشار از خوبی و مهربونی و صداقت و خوشحالی براتون باشه همیشه بهاری باشین

پیمان

سال نوتون مبارک آقای شاعر

عاطفه

جناب مرکبیان تبریک میگم شعر شما به قدری با احساس و زیبا بود که من یک هفته است این شعر انگار در گوشم زمزمه می شود و هر بار که مصرع اول شعر شما را برای خودم میخوانم بی اختیار اشک میریزم انگار این کلمات, کلمات ناخداگاه zehn من هستند. تو شکل پناه شده ای یا من بی پنام ؟

نازی

همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد،پروازی نه،گریزگاهی گردد.منو یاد این شعر شاملو انداخت