روزنوشت

 
مهم نیست تا چه اندازه دست‌هات کوچک وُ ظریف اند،
همین که چشم، پشتِ دست‌هات می گذارم وُ پنهان می شوم،
از هر آنچه بیرون از من وُ توست، در امانم.
- سیدمحمد مرکبیان
/ 7 نظر / 47 بازدید
کاراته���نيوز

سلام... خوبي؟.. راستشو بخواي داشتم بين صفحات وب گشت ميزدم که به وبلاگ تو برخوردم... واقعا وبلاگ قشنگ و جذابي داري مطالبشم عاليه... ميخواستم اگه موافق باشي، با سايت من تبادل لينک کني.. البته ميگم.. اگر موافقي... اگه نظرت مثبت بود، به آدرس سايت من مراجعه کن و به من اطلاع بده تا من هم تو رو با نام دلخواهت تو سايتم درج کنم... البته اگه بنر هم داري، ميتوني آدرسش رو به علاوه آدرس وب خودت برام بفرستي تا بلينکمش.. منتظرتما، منو قال نذاري [شوخي]

صحرا

سلام چند وقتی بود که شعراتونو میخوندم یه غروب که خیلی دلم گرفته بود و سنگینی شونه هامو روخیابون خاکستری ولیعصر انداخته بودم اومدم به کافه تون. و خیره شدم بهتابلو های نقاشی روی دیوار کافه. ونگوگ... کلاودیا مونه..و شاید ادوارد منه... چه فرقی میکند!

مهر ماندگار

سلام استاد عزیز خسته باشید وقت کردید سری به مهر بزنید و به نقد چند کارش را ببینید ممنونم

حمزه خلیلی

زیبا

ملیکا

این که شعر بود! چقدر هم زیبا این رگه ی خلاقیتی که در بعضی اشعار و نوشته های شما هست اگر پررنگ تر بشه، چه شود! به به! آدم لذت می بره![گل]

ماسح

[گل]