روزنوشت

هر آدمی داستانِ خودش را دارد.
اما برخی از آدمها جوری خیره می مانند که انگار، داستانِ پشتِ سینه شان، داستانِ کمی نیست...

 

 

/ 7 نظر / 98 بازدید
مینا

فک می کنم داستان همه ی آدمها داستان کمی نیست فقط تحمل و برخورد آدمها با داستانهاشون متفاوته

آذرین

درود برشما.. یه جمله ی زیبایی توی یکی از روزنوشت ها تون بود که میگفت : تو این سال‌ها دیگر هیچ‌چیز من را نمی تواند بکُشد. حالا دیگر فقط من، من را می کُشد هربار که می روم به خلوتم...

Asemuni

داشتم توو وبلاگم مینوشتم که:"صدا زنگ رو دوست دارم.ی جور برطرف کردنِ انتظار رو میرسونه.ی جور کم کردنِ دلتنگی! بابا هیچ‌وقت اول کلید رو امتحان نمیکنه ^__^ مامان همیشه غر میزنه :)) و من این وسط همیشه میگم چی میییییشه ماااامان .بعدش میخندم و دگمه اُپنِ آیفون رو میزنم" ب اینجا ک رسیدم یادِ این جمله افتادم: "چیزی نگو آنچه امروز آزارت می‌دهد روزی دلتنگت می‌کند غژ غژ صندلیِ پدر زنگِ صدای تو وقتی داد می‌زنی خس خس سینه‌ام وقتی گریه می‌کنم .. سیدمحمدمرکبیان " الان ازشون دورم و کلی دلتنگِ همون زنگ زدنم.ک صدا زنگ بلندشه مامان غُر بزنه و من از رو مبل پاشم و برم در رو وا کنم [ناراحت] بهترین چیزی که ازتون یاد گرفتم همین بود که "چیزی‌نگو" .مرسی[گل]

m.ch

خیلی قشنگه[ناراحت]

belLe

هرکس بالاخره داستانی دارد... مهم... نگفتن داستان است...

فائزه

داستان. . . . . داستانه. . . . . . .خوبیش همینه!نه؟ اینکه میدونی یه روزتموم میشه! حتی سخت ترین داستان ها رو بایدازخوندنش لذت ببریم! یبار پیش میاد. . .یبارفرصته خوندن داریم!این که چه داستانی روبخونیم دست ما نیس!اما میشه هر داستانی روخوب وباانرژی وباهیجنان خوند! کتاب زندگی ما آدما یبارورق میخوره!اون هم توسط خودما. . . . داستان زیادمهم نیس! هنرمندکسی هس که زشت ترین وکسل بارترین داستان رو خوب بخونه!اونقدرخوب بخونه که توذهنه همه بمونه! [گل]