مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

خسرو شکیبایی هم از میان ما رفت

Image and video hosting by TinyPic

همیشه آن کسی که می ماند بیشتر از آن کسی که رفته است درد می کشد ؛ درد فراق ؛ درد تنهایی ؛ درد نبودن . . .

از اینکه خسرو شکیبایی عزیز برای همیشه از میان ما پر کشید تا ته دلم سوخت . . . خسرو شکیبایی در سریال خانه ی سبز بخشی از زندگی کودکی ها و نوجوانی های من را رنگ و آب می داد . . .

حرفهایش ؛ صدایش ؛ نگاه اش و آن بازی تاثیر گذاراش تا روح من را نوازش می کرد . . .

در آن دوران که تازه گوشهایم با خنده و گریه ها آشنا شد ؛ با تماشای سریال خانه ی سبز کم کم به جادوی هنر پی می بردم ، جادویی که می توانست از پشت شیشه های تلویزیون ها و از روی برگهای کتابها با مردم دوست شود و با آنها همراه باشد . . .

امروز ؛ جمعه ؛ بیست و هشت تیر ماه ؛ با خواندن در گذشت خسرو شکیبایی خاطرات گذشته ام برایم زنده شد ؛ بغضی راه گلویم را بست ؛سکانسهای روزهای کودکیم در ذهنم سایه وار شروع به گذر کردند . . .

دوست دارم گریه کنم ؛ اشک بریزم

یک دانه اشک برای به یاد آوردن گذشته هایم ویک دنیا اشک برای نبود هنرمندی دیگر . . .

 

دوستان ؛ از شما می خواهم برای آرامش روح مرحوم خسرو شکیبایی فاتحه ای بخوانید بی شک جای ایشان تا همیشه در سینما و تاتر ایران خالی خواهد بود و نام ایشان در ذهنها تا ابد جاودانه خواند ماند .

   + سید محمد مرکبیان ; ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()