مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

آخ

تنها سایه است ..
چیزی شبیه به خاطرات ِ تابستانی
در حیاط پر از گل ِ کیانمهر ..
خدا تاب بازی می کند ..
این بود روزگاری که حسرتش را می خورم ..
خنده ای که خنده بود ..
غمی که غمخوار داشت ..
بی تابم ..
مستم ..
این شراب ِ بی وفا ..
این دود سیگار ِ بی حیا ..
دوای این دل نیست ..
عشق مادرانه می خواهد این اشک ...
آسمان ها هم با ما غریبی می کنند ...
شب بخیر

محمد مرکبیان

   + سید محمد مرکبیان ; ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()