مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

هیچکس به فکر ما نیست !

از لابه لای شب بو ها پیدایم کن
بیرونم بکش از مردابی که
بوی مردار ِ هم ولایتی هایم را می دهد

دستی دراز کن
و من را
از آسمان ِ مقوایی بالای سرت بچین
من جان دارم
نفس می کشم

اگر بخواهی میتوانی مرا
به گوش درختی آویزان کنی
یا سر قله ای بلند
خاکم کنی، آبم دهی
بی شک قد خواهم کشید
آنقدر که به شانه های خدا نزدیک شوم

باری از دوشم بر دار
باری از دوشت بر می دارم
همین فشارها ما را از پا در می آورند ؛
آینه ی پشیمانی ِ ما می شوند ؛
این رنج های بیهوده !

نگاه کن ، می بینی ؟
هیچ کس دلش به حال ِ ما نسوخت
باید پیش از سلام ِ دوباره ی باران
چتری بخریم
باران همیشه دوست انسان نیست ..!

سیدمحمد مرکبیان

   + سید محمد مرکبیان ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()