مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

همه را بخشیدم ، جز یک نفر را

چندی پیش نوشته ای از دوستی خواندم. نوشته ای که پر از بخشش بود. او همه را همان گونه که بودند ، هرچه که کرده بودند . بی کم و کاست ، بدون ِ هیچ گلایه ای بخشیده بود. امروز با خودم گفتم چه خوب که من هم همه را ببخشم . بنویسم که همه را .. همه یعنی هر کسی که بود و نبود را .. هر کسی که دلم را آزارد. تنم را لرزاند. فکرم را مخدوش کرد . همه و همه را همین جا بخشیدم.. اما فکر کردم ..ساعتی فکر کردم .. دیدم کسی هست که نمی توانم ببخشم اش . کسی که همیشه او گناه کار بود. او همه ی غم ها و درد ها و فکر ها را بی دلیل یا به هزاران بهانه وارد تن و روح ِ من کرد. کسی که نمی دانم چگونه می توانم ببخشم اش . کسی که او را مقصر ِ همه ی ناراحتی هایم می دانم. همه ناراحتی های بزرگ و کوچکی که شب ها ، ساعت ها باید در رخت ِ خوابم بغلتم تا رهایم کنند .. تا شاید خوابم ببرد.. و چقدر به او گفتم .. تو را به خدا کمی بیشتر هوایم را داشته باش ! که نداشت! آن شخص خودمم!!! سیدمحمد مرکبیان!!

سیدمحمد مرکبیان را نمی توانم ببخشم. نمی توانم...
نمی توانم

 

سیدمحمد مرکبیان

پی نوشت : فکر می کنم در این عکس پنج سالم باشد.

Image and video hosting by TinyPic

   + سید محمد مرکبیان ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()