مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

نامه

 

Image and video hosting by TinyPic

 

نمی دانم روح و تن ِ من خسته تر از پیش است یا سوز  ِ پاییز  ِ امسال غمگین تر از سال های پیش !!! 
 اصلا نمی دانم چرا امسال هیچ فصلی تکراری نبود ! نه بهارش، بهار بود  .. نه تابستانش، تابستان ..
 و حال پاییزی که واقعا پاییز است ..
و من همیشه از پاییزهای غمگین هراس داشتم ..

چند شبی بود که خواب به سختی بر تن ِ نحیف ِ پلک هایم پیروز می شد و من را تا سپیده دمی یاری می کرد اما امشب وقتی در حوالیه خواب و رویاهایم چرخ می زدم و امید داشتم به آنکه افکار  ِ بی خواب ِ من از قدم زدن در کوچه پس کوچه های روزگارش خسته خواهد شد و  من هم به خواب ِ کوتاهی خواهم رفت و در دل زمزمه می کردم  " فردا روزی دیگر خواهد بود ... و فردا می تواند پاییزش سبزتر از امروز باشد و یا زردی اش مهربان تر " .. حس ِ عجیبی بر دریای دلم ، من را سوار بر قایق اش کرد و ناگهان از میان ِ ابرهای آسمان دلم، عشق ِ باز برای تو نوشتن بیدار شد و من می دانستم که این بیداری تنها با قلم و کاغذ آشنایی دارد .. باید خالی شود .. رها شود .. باید به سویی حتی بی سوتر از ستاره ی کودکی هایم پرتاپ شود تا دست ِ من را رها کند و من را به حال خودم بگذارد

همین شد که دست به قلم بردم و شروع به نوشتن کردم .. نوشتنی که من تنها واسطه ای شدم میان ِ دنیایی که در چهار دیواری ِ دنیایی کوچک تر از آن خفته است!!! دنیایی خاموش . فراموش شده !

امشب صحنه ی عجیبی بر دیواره ی پلک هایم نقش بست.. سالهایی گذشته بود و من بعد از گذراندن ِ روزگاری که هیچ از آن نمی دانم چشم از دنیا بسته بودم و پیکر  ِ خود را دیدم بر دوش ِ عده ای که واقعا برای من گریه می کردند و من که تنها لبانم از لای آن محلفه ی سفید ِ پیچیده شده بر دور ِ پیکرم پیدا بود لبخند می زدم
 حال نمی دانم تعبیرش چیست؟ .. عزیز فکرت را مشغولش نکن !!.. دیگر زیاد مهم نیست .. فقط دوست داشتم که برایت بنویسم .. جوابی نمی خواهم .. سوالهایم همیشه سر به فلک کشیده اند و جواب هایم در مشتم ناپدید

آنچه برای تو نوشتم نامه ی کوتاهی بود از حال ِ من .. این را هم بگویم که در پیش زمینه ی همه ی این کلمه های تاریک و کوچکی که برای تو نوشتم موسیقی حسین علیزاده نفس نفس می زد - این را گفتم تا احساسم کنی یا تا احساس کنی اینجا کنار  ِ من هستی -
 راستی تا یادم نرفته "سلام"


                        تا وقتی دیگر
                                شب بخیر
                                    سید محمد مرکبیان / پاییز هشتادوهشت

   + سید محمد مرکبیان ; ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
comment نظرات ()