مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

آرامش ام را مدیون نامه هایت هستم.


وقتی امروز به حکایت زندگی ام می نگرم و به آن می اندیشم، پی می برم که زندگی با تمام شیرنی ها و زیبایی هایش چه ساده و مهربان، تلخی روزگار را بر دیواره های قلبم مالیده است.

دیشب تا دم دمای صبح بیدار بودم... به دنبال چیزی که بتواند آرام ام کند مدام از این ور اتاق به آن ور می رفتم.. موسیقی گوش می دادم .. آلبوم عکس نگاه کردم .. اما آرام نمی شدم .. چیزی می خواستم تا بتواند قوت قلبی به من بدهد..

به سوی قفسه کتابهایم رفتم.. کتاب " چهل نامه ی کوتاه به همسرم " را از " مرحوم نادر ابراهیمی" برداشتم .. و شروع کردم به خواندن نامه ها.. نامه ی دهم.. نامه ی یازدهم .. نامه ی دوازدهم .. همه ی نامه ها به گونه ای آرام ام می کرد.. همه آنها را با صدای خود نادر ابراهیمی می شنیدم .. انگار همین الان داشت برای من می گفت ..

تا نامه ی هیجدهم را خواندم .. و دقیقا چند خط آخر نامه ی هیجدهم را به یاد دارم...

چند خطی از " نامه ی هیجدهم - چهل نامه ی کوتاه به همسرم" :

" ما نکاشته هایمان را هرگز درو نمی کنیم. پس به آن دوست بگو: خستگی کاشته ای که خستگی برداشته یی. اینک به مدد نیرویی که در توست و چه بخواهی و چه نخواهی زمانی از دست خواهد رفت، چیزی نو و پُر نشاط بساز ... "

استاد روحت شاد.

***

- وبلاگ ادبی شاعرنواز به روز شد

   + سید محمد مرکبیان ; ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()