مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

دلتنگی های دیروزها و امروزها

Image and video hosting by TinyPic

نمی دانم کجا بود و کی

پی کدام حادثه و تصادف

تنها می دانم در این سفر

دلم لرزیددلم لرزید و تنگ شد

تنگ آن کسانی که رفتند

تنگ آن کسانی که تنها ماندند

تنگ آن کسانی که به چیزی و آن کسی

که می خواستند نرسیدند

تنگ آن نگاهایی که پشت دیواره های

نازک اشک پنهان شدند

تنگ آن خنده هایی که

پرده ای برای غم ها شدند

 

این بار ؛ در این سفردلم لرزید ...

دلم لرزید و تنگ شد

تنگ شد و گرفت

دلم از آدم های بی معرفت گرفت

دلم از نگاهای غلط گرفت

دلم از نوازش های پُر ترحم گرفت

دلم از رفتن عزیزانم گرفت

دلم از تنهایی آدم گرفت

دلم از بی کسی گرفت

 

در این سفر که شروعی بود و هست

برای سفرها و رفتن ها و آمدن های آینده ام

از خیلی چیزها و کس ها دلم لرزید ؛ لرزید و تنگ شد ؛ تنگ شد وگرفت

 

خدایا

نه من در دل دیگرانم

نه دیگران در دل من

نه غم دیگران می دانم

نه دیگران غم من

تنها قسم ات می دهم

به نام محمد و علی ات

که عزیزان ما را

برای ما حفظ کن

 

بگم آمین؟

آمین

   + سید محمد مرکبیان ; ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()