مینیمال‌هایی برای زندگی

Seyed Mohammad Morakabian Official Weblogسیدمحمد مرکبیان

دکلمه :: و ، من ، رویا

لینک دکلمه ی شعر باصدای خودم

http://soundcloud.com/morakabian/track

--

باز خو می کنم
به شب
که در آغوش ِ من سوز ِ بی خوابی ُ
بر شانه هایم
بار ِ سنگین ِ دوری ِ توست

آنجا که باشی
ستاره می روید
بر آسمانش
باش تا باشم
تکیه بر نفس هایت
هرکجا می روی
هرکجا می بری
من با تو باشم

شب ، بی تو طولانی ست
من ، بی تو بی طاقتم
نشانی ِ پنجره ام را
از ماه بگیر
جاده ی بیداری ام را نشانه برو
شاید پلک هایم
توان ِ عبور ِدوباره ی انتظار را داشته باشند ..

تو نیایی
تو را نیابم
ناگه
یک شب
به دوش می برم
رنجم را

خلوت ِ اجباری ِ امشب
به هوای نگاهت نرسید..

رویا
هنوز خیابان ِ شهر دو دل است
کسی می آید
کسی می رود

این نامه نیست
بی خوابی های شبانه است
که می بارد بر ابرهای سپید ِ دفترم ..
نامه هم بخوانی اش
نام ِ توست تا بی نهایت
بر برگهایش

نگاه !
من درخت می شوم
تو رویای پروازم

می دانی
ما به رفتن عادت کرده ایم
چرا کسی را نمی یابم
دستی را اهلی کند و بماند ..

بگذریم
بگذار باز ، بازگردیم به دل های خودمان
در قلب ِ ذره ذره ی ایمانم
هزاران هزار وعده ی دیدار ِ توست ..
زمزمه کنان ؛
او می آید ، می آید
تا زمستان را دور بزند
و دست هایت را
بهاری دوباره ببخشد..

تو می آیی ،
می آیی
تا دست هایم را
بهاری دوباره ببخشی

--
بامهر همیشگی

سیدمحمد مرکبیان

   + سید محمد مرکبیان ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()